efficient
C1اسم/US /ɪfˈɪʃənt/ ĭf-ĬSH-ənt; UK /ɪfˈɪʃənt/ ĭf-ĬSH-ənt/
کارآنه، پرکار، کارا
JadoLearn Dictionary
معنی efficient به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارآنه، پرکار، کارا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مؤثر، نتیجه بخش، قابل اجرا
صلاحیتدار، لایق، صالح
قادر؛ توانا
قابل، باکفایت، لایق
جسم دار، ماده، جنس
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.