eject
C1اسم/US /ɪdʒˈɛkt/ ĭj-ĔKT; UK /ɪdʒˈɛkt/ ĭj-ĔKT/
بیرون راندن
JadoLearn Dictionary
معنی eject به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیرون راندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دور کردن، نفی بلد کردن، اخراج بلد کردن
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
خلع ید کردن
ازقالب درآوردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.