emergency
C1اسم/US /ɪmˈɝdʒənsiː/ ĭm-ƏRJ-əns-ē; UK /ɪmˈɝdʒənsiː/ ĭm-ƏRJ-əns-ē/
اضطراری، اضطرار، ناگه آینده
JadoLearn Dictionary
معنی emergency به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اضطراری، اضطرار، ناگه آینده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بحران
ملاقات تصادفی
مقتضی
مضیقه، وشگون، نشکنج
بغاز، تنگه، در مضیقه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.