endurance
C1اسم/US /ˈɛndɚəns/ ĔND-ər-əns; UK /ˈɛndɚəns/ ĔND-ər-əns/
دوام، تاب، طاقت
JadoLearn Dictionary
معنی endurance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوام، تاب، طاقت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رنج، تالم، ابتلا
طاقت، حوصله، شکیبایی
شهامت اخلاقی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.