endure
C2اسم/US /ɛndjˈʊr/ ĕndy-O͝OR; UK /ɛndjˈʊr/ ĕndy-O͝OR/
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی endure به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
برجا ماندن، باقی ماندن، بر جا ماندن
استمرار داشتن، ادامه داشتن، بکاری ادامه دادن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن
جوی، جویبار
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.