equitable
C1صفت/US /ˈɛkwətəbəl/ ĔKW-ət-əb-əl; UK /ˈɛkwətəbəl/ ĔKW-ət-əb-əl/
متساوی، منصف، منصفانه
JadoLearn Dictionary
معنی equitable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متساوی، منصف، منصفانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باانصاف، باعدالت، عدل پرور
بازار مکاره، حق بین، کرایه
برهانی، معقول، حسابی
یمین، سزاوار، سدید
درست کار، راد، درستکار
بی غرض، حق گو
راست باز، بی تزویر، صاف
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.