extirpate
C1اسم/US /ˈɛkstɚpˌeɪt/ ĔKST-ərp-āt; UK /ˈɛkstɚpˌeɪt/ ĔKST-ərp-āt/
بکلی نابود کردن، ریشهکن کردن، بکلی نابود کردن ریشهکن کردن
JadoLearn Dictionary
معنی extirpate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بکلی نابود کردن، ریشهکن کردن، بکلی نابود کردن ریشهکن کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تخریب کردن، منعدم کردن، نابود ساختن
بکلی نابودکردن، دفع آفات کردن، منقرض کردن
نابود کردن، کن فیکون کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.