feast
A1اسم/US /fiːst/ fēst; UK /fiːst/ fēst/
مهمانی، سور، سور زدن
JadoLearn Dictionary
معنی feast به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مهمانی، سور، سور زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پذیرایی
مهمانی، سور، بزم
معالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
بزم، جشن و سرور
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.