fingerprint
C1اسم/US /fˈɪŋɡɚprˌɪnt/ FĬNGG-ərpr-ĭnt; UK /fˈɪŋɡɚprˌɪnt/ FĬNGG-ərpr-ĭnt/
اثر انگشت، انگشت نگاری کردن، اثر انگشت انگشت نگاری کردن
JadoLearn Dictionary
معنی fingerprint به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اثر انگشت، انگشت نگاری کردن، اثر انگشت انگشت نگاری کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.