flash
A1اسم/US /flæʃ/ flăsh; UK /flæʃ/ flăsh/
تلالو
JadoLearn Dictionary
معنی flash به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلالو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
براق شدن، سوسو، زرق و برق
پرتو آنی، نور ضعیف
نیز، همچنین، مضافا بینککه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.