flimsy
C1صفت/US /flˈɪmziː/ FLĬMZ-ē; UK /flˈɪmziː/ FLĬMZ-ē/
پوشالی، زپرتی، بی دوام
JadoLearn Dictionary
معنی flimsy به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پوشالی، زپرتی، بی دوام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نحیف، ضعیف، ضعیفالحال
شل، کم زور
صوری، سطحی، بی مایه
تنکاب، کم آب، کم عمق
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.