forcible
C1صفت/US /fˈɔrsəbəl/ FÔRS-əb-əl; UK /fˈɔrsəbəl/ FÔRS-əb-əl/
عدوانی، موثر، عدوانی موثر
JadoLearn Dictionary
معنی forcible به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عدوانی، موثر، عدوانی موثر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جابر، عاصف، خشونت آمیز
پرنیرو، زورمند، نیرومند
قرص، بازور، سختی پی
فعال، پرتکاپو، دارای انرژی
توانا، اقویا
برانگیزنده احساسات
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.