former
A1اسم/US /fˈɔrmɚ/ FÔRM-ər; UK /fˈɔrmɚ/ FÔRM-ər/
قالب گیر، سابقی، اسبق
JadoLearn Dictionary
معنی former به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قالب گیر، سابقی، اسبق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
از پیش، اولی، مقدم
سابقی، قبلی
ماقبل
متقدم
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.