fraternal
C1صفت/US /frətˈɝnəl/ frət-ƏRN-əl; UK /frətˈɝnəl/ frət-ƏRN-əl/
اتحادی، برادر وار، اتحادی برادر وار
JadoLearn Dictionary
معنی fraternal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اتحادی، برادر وار، اتحادی برادر وار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
ساقط
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.