grateful
C1صفت/US /ɡrˈeɪtfəl/ GRĀTF-əl; UK /ɡrˈeɪtfəl/ GRĀTF-əl/
شکرگزار، ممنون، حق شناس
JadoLearn Dictionary
معنی grateful به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شکرگزار، ممنون، حق شناس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سپاسگزار، متشکر، ممنون
دلگشا، خوشایند، خوش آیند
قابل قبول؛ پذیرفتنی
دلجو، سازگار، متوافق
پیشواز، خیرمقدم، خوشامد
لذت بخش، خوشیآور، دلفروز
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.