hard
A1صفت/US /hɑrd/ härd; UK /hɑrd/ härd/
صلب، صعب، زمخت
JadoLearn Dictionary
معنی hard به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صلب، صعب، زمخت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استوار، دج، متقن
پر زحمت، صعب الصعود
پرنیرو، زورمند، نیرومند
خیرهسر، خیره سر، سرسخت
سخت ومحکم، عقب کشتی، عبوسانه
فاقد احساسات
تند، تند زبان، درشت
مشکل، صعب، پر زحمت
طاقت فرسا، سخت گیر، شداد
سرخت، سخت دل
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.