harm
A1اسم/US /hɑrm/ härm; UK /hɑrm/ härm/
گزند، صدمه، آسیب
JadoLearn Dictionary
معنی harm به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گزند، صدمه، آسیب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موذیگری، شیطانی، شیطنت
سوء، بدی، خبیثه
زیان، ضرر، ضایعه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.