hereditary
C1صفت/US /hɚˈɛdətˌɛriː/ hər-ĔD-ət-ĕr-ē; UK /hɚˈɛdətˌɛriː/ hər-ĔD-ət-ĕr-ē/
ارثی، مادرزادی، ارثی مادرزادی
JadoLearn Dictionary
معنی hereditary به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ارثی، مادرزادی، ارثی مادرزادی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اجدادی، نیاکانی، نسبی
ارثی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.