hostility
C1اسم/US /hɑstˈɪlətiː/ häst-ĬL-ət-ē; UK /hɑstˈɪlətiː/ häst-ĬL-ət-ē/
عملیات خصمانه، مخاصمه، خصومت
JadoLearn Dictionary
معنی hostility به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عملیات خصمانه، مخاصمه، خصومت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کین، کینه، دشمنی
خصومت، عناد، عداوت
طرفیت، مخالفت، ضدیت
تندی، دست درازی، خشونت
تجاوز، دست درازی، تعرض
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.