import
A1اسم/US /ˌɪmpˈɔrt/ ĭmp-ÔRT; UK /ˌɪmpˈɔrt/ ĭmp-ÔRT/
بهکشور آوردن، ورود، کالای رسیده
JadoLearn Dictionary
معنی import به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهکشور آوردن، ورود، کالای رسیده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدگهر، دنی، ناکس
ضمنا فهماندن، تلویحا گفتن، معنی بخشیدن
حکایت داشتن، حاک بودن، دلالت داشتن
صرفه، ربح، جلب توجهکردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.