impracticable
C1صفت/US /ˌɪmprˈæktɪkəbəl/ ĭmpr-ĂKT-ĭk-əb-əl; UK /ˌɪmprˈæktɪkəbəl/ ĭmpr-ĂKT-ĭk-əb-əl/
غیر عملی
JadoLearn Dictionary
معنی impracticable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیر عملی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ممتنع، غیرممکن، نامیسر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.