improve
C2فعل/US /ˌɪmprˈuːv/ ĭmpr-O͞OV; UK /ˌɪmprˈuːv/ ĭmpr-O͞OV/
بهبودی دادن، بهتر نمودن، بهتر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی improve به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهبودی دادن، بهتر نمودن، بهتر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
بلندتر کردن
بندزدن
تصحیح کردن، صحیح، سدید
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.