impudent
C1صفت/US /ɪˈmpjuːdənt/ ĭˈmpyüdənt; UK /ɪˈmpjuːdənt/ ĭˈmpyüdənt/
پر رو، خیره چشم، گستاخ
JadoLearn Dictionary
معنی impudent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پر رو، خیره چشم، گستاخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی خجالت، بی شرمانه، بی حیا
گستاخ، جسور، بی پروا
غنچه دار
منافی عفت، بی عفت، بی عصمت
دهان دریده، خشن، بددهن
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.