inactive
C1صفت/US /ˌɪnˈæktɪv/ ĭn-ĂKT-ĭv; UK /ˌɪnˈæktɪv/ ĭn-ĂKT-ĭv/
بی جنبش، غیر فعال، ناکنش ور
JadoLearn Dictionary
معنی inactive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی جنبش، غیر فعال، ناکنش ور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نا کار
راکد، کند، بیمزه
کساد، لش، آهسته رو
بی پروپا، تنبل، تنبلی کردن
کاهل
عقب افتاده
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.