incompatible
C1صفت/US /ˌɪnkəmpˈætəbəl/ ĭnk-əmp-ĂT-əb-əl; UK /ˌɪnkəmpˈætəbəl/ ĭnk-əmp-ĂT-əb-əl/
نا موافق، ناسازگار، نا موافق ناسازگار
JadoLearn Dictionary
معنی incompatible به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نا موافق، ناسازگار، نا موافق ناسازگار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی تناسب
ناهمسان، ناهمگن، غیر متجانس
اصلاح ناپذیر، سازش ناپزیر، جور نشدنی
نامناسب، نا مناسب، ناباب
ناساز، بدصدا، ناموزون
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.