inconvenience
C1اسم/US /ˌɪnkənvˈiːnjəns/ ĭnk-ənv-ĒNY-əns; UK /ˌɪnkənvˈiːnjəns/ ĭnk-ənv-ĒNY-əns/
معذب داشتن، اسباب زحمت، مزاحمت فراهم آوردن
JadoLearn Dictionary
معنی inconvenience به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معذب داشتن، اسباب زحمت، مزاحمت فراهم آوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وضع نامساعد
مضطرب ساختن
بی آرامی
غائله، غوغا، اغتشاش
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.