innocent
A1صفت/US /ˈɪnəsənt/ ĬN-əs-ənt; UK /ˈɪnəsənt/ ĬN-əs-ənt/
معصوم، منزه، بیگناه
JadoLearn Dictionary
معنی innocent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معصوم، منزه، بیگناه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیگزند، بی آزار، بی ضرر
بی لکه، بی خال
خالص
خلص، بی آلایش، همخون
بی نقص
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.