intelligent
C2صفت/US /ˌɪntˈɛlədʒənt/ ĭnt-ĔL-əj-ənt; UK /ˌɪntˈɛlədʒənt/ ĭnt-ĔL-əj-ənt/
باشعور، با هوش، تیز هوش
JadoLearn Dictionary
معنی intelligent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باشعور، با هوش، تیز هوش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مصلحتآمیز، ذیشعر، محسوس
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
حاد، سلسله اعصاب مو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.