interrogate
C2فعل/US /ˌɪntˈɛrəɡˌeɪt/ ĭnt-ĔR-əg-āt; UK /ˌɪntˈɛrəɡˌeɪt/ ĭnt-ĔR-əg-āt/
تحت بازجویی قرار دادن، استنطاق کردن، تحت بازجویی قرار دادن استنطاق کردن
JadoLearn Dictionary
معنی interrogate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحت بازجویی قرار دادن، استنطاق کردن، تحت بازجویی قرار دادن استنطاق کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
اختصاص دادن، تخصیص دادن، اختصاص کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.