inventory
C1اسم/US /ˌɪnvəntˈɔriː/ ĭnv-ənt-ÔR-ē; UK /ˌɪnvəntˈɔriː/ ĭnv-ənt-ÔR-ē/
موجودی، صورت کالا، دفتر دارائی
JadoLearn Dictionary
معنی inventory به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موجودی، صورت کالا، دفتر دارائی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فهرست
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
برنامه، زمان بندی کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.