joy
A1اسم/US /dʒɔɪ/ joi; UK /dʒɔɪ/ joi/
خوشی، سرور، دلخوشی
JadoLearn Dictionary
معنی joy به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خوشی، سرور، دلخوشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خشنودی
خوش ایند بودن، لهو و لعب، لذت
نشاط دادن، لذت دادن، بوجد آوردن
شادکامی، خوشی، خوشوقتی
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
بیخودی، وجد، خلسه
وجد، بیخودی، حالت
بزم، جشن و سرور
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.