liberal
A1صفت/US /lˈɪbˌɝəl/ LĬB-ər-əl; UK /lˈɪbˌɝəl/ LĬB-ər-əl/
حر، رادمرد، نظر بلند
JadoLearn Dictionary
معنی liberal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حر، رادمرد، نظر بلند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لوطی، نبیل، کریم
صاحب کرم، منان، نیک کردار
کثیر، گت، زیاد
لبریز، سرشار ساختن، سرشار
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.