limpid
C1صفت/US /ˈlɪmpɪd/ ˈlĭmpĭd; UK /ˈlɪmpɪd/ ˈlĭmpĭd/
زلال
JadoLearn Dictionary
معنی limpid به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زلال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عیان، مبرهن، صاف
شفاف
خلص، بی آلایش، همخون
بارفتن، بلور
فراتاب
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.