love
A1اسم/US /lʌv/ lŭv; UK /lʌv/ lŭv/
عشق داشتن، عاشق بودن، خاتر خواهی
JadoLearn Dictionary
معنی love به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عشق داشتن، عاشق بودن، خاتر خواهی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاطفه، علاقه، محبت
الفت، یاری، دوستی
تفقد، تعطف، رافت
خاتر خواهی، علاقه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.