luggage
C1اسم/US /lˈʌɡədʒ/ LŬG-əj; UK /lˈʌɡədʒ/ LŬG-əj/
بنه سفر، اسباب سفر، توشه
JadoLearn Dictionary
معنی luggage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بنه سفر، اسباب سفر، توشه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
یغما، تالان، بیغما بردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.