minister
A1اسم/US /mˈɪnəstɚ/ MĬN-əst-ər; UK /mˈɪnəstɚ/ MĬN-əst-ər/
وزیر
JadoLearn Dictionary
معنی minister به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وزیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقاماتی، مقام رسمی، اداره کننده
سفیر، یلچی
روحانی، مجتهد
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.