moody
C1صفت/US /mˈuːdiː/ MO͞OD-ē; UK /mˈuːdiː/ MO͞OD-ē/
بدقلقی، بدقلق، بدقلقی بدقلق
JadoLearn Dictionary
معنی moody به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدقلقی، بدقلق، بدقلقی بدقلق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منحوس، مکدر، افسرده
گرفتار غم
اشک آور، حزن آور، حزین
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.