move
A1اسم/US /muːv/ mo͞ov; UK /muːv/ mo͞ov/
تکان خوردن، داو کردن، داو کردآن
JadoLearn Dictionary
معنی move به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تکان خوردن، داو کردن، داو کردآن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بر آشفتن، سرآسیمه کردن، آشفته کردن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
تاثیر گذاردن، اثر کردن
ترغیب کردن، اغواکردن، برآن داشتن
تاثیر کردن، اثر گذاشتن، تاثیر
بر آن داشتن، مجبور ساختن
رماندن
سوفلوری کردن، عاجل، سریع کردن
باصرار وادار کردن، بر انگیختن، شوراندن
تحریک شدن، اغوا کردن، استقراء کردن
سرازیر کردن، شیب دادن، گروانیدن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.