native
A1صفت/US /nˈeɪtɪv/ NĀT-ĭv; UK /nˈeɪtɪv/ NĀT-ĭv/
محلی، بومی، محلی بومی
JadoLearn Dictionary
معنی native به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محلی، بومی، محلی بومی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طبیعی، فترتی، فطری
تولدی، مولودی، زایشی
اصل، جرسی، ابتکاری
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.