nimble
C1صفت/US /nˈɪmbəl/ NĬMB-əl; UK /nˈɪmbəl/ NĬMB-əl/
چالاک، چابک، فرز
JadoLearn Dictionary
معنی nimble به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چالاک، چابک، فرز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سریعالانتقال
فرز، معجل، رکاب کش
کنشی، پر تحرک، فعال
باروح، سبکروح
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.