objection
C2اسم/US /əbdʒˈɛkʃən/ əbj-ĔKSH-ən; UK /əbdʒˈɛkʃən/ əbj-ĔKSH-ən/
ایراد، تعرض، اعتراض
JadoLearn Dictionary
معنی objection به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ایراد، تعرض، اعتراض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استثنا، استثناء، مستنی
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
شک، تردید داشتن، تردید کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.