observation
C2اسم/US /ˌɑbzɚvˈeɪʃən/ äbz-ərv-ĀSH-ən; UK /ˌɑbzɚvˈeɪʃən/ äbz-ərv-ĀSH-ən/
تماشا، ملاحظه، دیده وری
JadoLearn Dictionary
معنی observation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تماشا، ملاحظه، دیده وری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اخطار، اطلاعیه، تنبه
توجه، دل دادن، دقت
سگال، عرض، ملاحظه
گفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.