ordinary
C2صفت/US /ˈɔrdənˌɛriː/ ÔRD-ən-ĕr-ē; UK /ˈɔrdənˌɛriː/ ÔRD-ən-ĕr-ē/
عادی، بی شکوه، متعارفی
JadoLearn Dictionary
معنی ordinary به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عادی، بی شکوه، متعارفی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بهنجار، طبیعی، هنجار
عامه، عامی
متداول، معمول، معهود
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.