pacific
C1صفت/US /pəsˈɪfɪk/ pəs-ĬF-ĭk; UK /pəsˈɪfɪk/ pəs-ĬF-ĭk/
صلح جو
JadoLearn Dictionary
معنی pacific به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صلح جو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استمالت پذیر، آشتی کننده
آرام، آسوده، درحال سکون
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
خامش، ساکت، بی سر و صدا
مسالمتآمیز، مسالمت آمیز، مسالم
بدون شدت، ملایم، نرم
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.