permanent
A1صفت/US /pˈɝmənənt/ PƏRM-ən-ənt; UK /pˈɝmənənt/ PƏRM-ən-ənt/
مستمر، همیشگی، ماندنی
JadoLearn Dictionary
معنی permanent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مستمر، همیشگی، ماندنی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ماندنی، دیرپای، بادوام
شلاق خور، پردوام، باودام
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.