permit
A1اسم/US /pɚmˈɪt/ pərm-ĬT; UK /pɚmˈɪt/ pərm-ĬT/
پته، پروانه، مجاز کردن
JadoLearn Dictionary
معنی permit به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پته، پروانه، مجاز کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گذاردن، هشتن
مبذول داشتن، مبذول کردن، عطا
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
تحمل کردن، تاب آوردن، بردباری کردن
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.