poison
A1اسم/US /pˈɔɪzən/ POIZ-ən; UK /pˈɔɪzən/ POIZ-ən/
مسموم کردن، مشوب کردن، زهر
JadoLearn Dictionary
معنی poison به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسموم کردن، مشوب کردن، زهر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زهر، زهر م^ر
ویروس
مخرب زندگی، جانی
مرگی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.