politic
C2صفت/US /pˈɑlətˌɪk/ PÄL-ət-ĭk; UK /pˈɑlətˌɪk/ PÄL-ət-ĭk/
مصلحتآمیز، زندانی سیاسی، نماینده سیاسی
JadoLearn Dictionary
معنی politic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مصلحتآمیز، زندانی سیاسی، نماینده سیاسی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ذی خرد، مدبر، حکمت آمیز
مدبرانه، مصلحتی، حازم
بافراست
عاقبتاندیش، مشیتی، آینده نگر
نیرنگ باز
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.