preliminary
A1صفت/US /prɪlˈɪmənˌɛriː/ prĭl-ĬM-ən-ĕr-ē; UK /prɪlˈɪmənˌɛriː/ prĭl-ĬM-ən-ĕr-ē/
بدائی، مقدماتی، بدائی مقدماتی
JadoLearn Dictionary
معنی preliminary به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدائی، مقدماتی، بدائی مقدماتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
معارفهای، دیباچهای
تدارکی
سابقی، قبلی
از پیش، اولی، مقدم
معرفی رسمی، معمول سازی، مقدمه
مقدمه، پیشگفتار، دیباجه
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.