preserve
A1اسم/US /prəzˈɝv/ prəz-ƏRV; UK /prəzˈɝv/ prəz-ƏRV/
کنسرو میوه، باقی نگهداشتن، نگاهداری کردن
JadoLearn Dictionary
معنی preserve به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنسرو میوه، باقی نگهداشتن، نگاهداری کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صرفه جویی کردن، اندوختن، رهایی دادن
امن، ایمن، ایمن ساختن
رزق دادن، طاقت آوردن، نفقه دادن
دفاع کردن، مدافعه کردن
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
صیانت کردن، حمایت کردن، حفاظت کردن
گارد، پاس دادن، سپر کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.